|
|
|
|
● لينکدونی |
|
|
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
|
|
● وبلاگها
|
|
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
|
|
● لينکهای ورودی |
|
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
|
|
● آمار بازديدکنندگان |
|
امروز: ۵۹۴
بازديد
ديروز: ۲۷۲ بازديد
اين ماه: ۶۴۳۳ بازديد
از ابتدا: ۳۶۲۵۰۳ بازديد |
|
Powered by |
|
|
|
|
|
|
|
۱۴ آذر ۱۳۸۸
. |
|
|
|
.
|
|
|
خستهی خسته؛ دیروز از مزخرفترین سفر زندگیم برگشتم... |
|
|
ساعت ۱۲:۲۵
لينک |
|
|
|
۰۹ آذر ۱۳۸۸
. |
|
|
|
.
|
|
|
سه ساعت دیگه برای جشنواره «رویش» دارم میرم مشهد اما نمیدانم چرا دلم با این سفر نیست... |
|
|
ساعت ۱۱:۳۳
لينک |
|
|
|
۰۷ آذر ۱۳۸۸
. |
|
|
برای یادگاری |
.
|
|
|
 از سمت چپ نفر دوم «مرجان ریاحی» است با جایزه فیل نقرهای بهترین فیلم کوتاه شانزدهمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان «فیل طلایی» برای انیمیشن دلم برای لایه اوزون میسوزد :)
|
|
|
ساعت ۱۴:۴۷
لينک |
|
|
|
۰۵ آذر ۱۳۸۸
. |
|
|
من پشیمان نیستم |
.
|
|
|
قبلا چند بار در این وبلاگ نوشته بودم که اهل رسانه مکتوب نیستم. حضور که نه، زندگی پنج سالهام در «پایگاه خبری فیلم کوتاه» آنقدر درگیر فضای مجازیم کرده بود که هیچوقت فکر نمیکردم روزی مسئولیت کار مکتوبی را برعهده بگیرم! نمیدانم اتفاق بود یا یک جور محک زدن خودم در فضایی دیگر که از اواسط ماه گذشته مسئولیت بخش «فرهنگ» ماهنامه «نسیم» را برعهده گرفتم که از اول آذرماه روی دکه است. ماه گذشته، ماه عجیبی بود. در این یک ماه تازه با قواعد مطبوعات کشور آشنا شدم و این برای منی که در این سالها همیشه گوشهی دنج سینمای مستند و فیلم کوتاه بودم؛ اتفاق تازهای بود. تازه بود از این جهت که نمیدانستم برای حضور در این فضا گاهی باید جنگید و زیر پای دیگران را خالی کرد که من اهلش نبوده و نیستم. همهی اتفاقات این یک ماه باعث شد که سعی کنم محکم روی پاهای خودم بایستم. حالا که این 28 صفحه را ورق میزنم، حس خوبی دارم. خیلی کارهای دیگر هم بود که میخواستم انجام بدهم اما چون اهل قواعد اینروزهای مطبوعات نبودم، نشد و من پشیمان نیستم...
|
|
|
ساعت ۲۱:۱۵
لينک |
|
|
|
۰۱ آذر ۱۳۸۸
. |
|
|
وقتی خدا میخندد |
.
|
|
|
این تصویری که میبینید، تصویر جایزه «فیل نقرهای» بهترین فیلم کوتاه شانزدهمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان «فیل طلایی» حیدرآباد هند است که جمعه شب 20 نوامبر به همراه 1426 یورو به فیلم انیمیشن دلم برای لایه اوزون میسوزد ساخته پوریا عقیلی فیلمساز 12 ساله ایرانی رسید. مرجان ریاحی تهیهکننده این انیمیشن است و من هم پخشکنندهاش. از دیشب تا به حال که این جایزه در اتاقم است مدام نگاهش میکنم و به کار خدا میخندم! این فیلم را به دبیرخانه جشنواره فیلم کوتاه تهران هم داده بودیم که دو نفر از اعضای هیات انتخاب سه نفره بخش سینمای تجربی و انیمیشن ردش کردند. دلم برای لایه اوزون میسوزد را برای شرکت در جشنواره فیلم کوتاه تهران نپذیرفتند چون یکی از اعضای هیات انتخاب معتقد بود جایی که مرکز فرهنگی هنری صبا و کانون و تلویزیون انیمیشن دارند، تهیهکننده خصوصی حرفی برای گفتن ندارد و کلاس جشنواره را پائین میآورد! و یکی دیگر از اعضای این هیات که اتفاقا دوست خودم هم هست و همیشه در پایگاه خبری فیلم کوتاه و چند رسانه دیگر هوایش را داشتم؛ گفته بود «من صلاح نمیدانم این فیلم بالا بیاید!» به کار خدا میخندم که چطور خودش به موقع تو دهان آدمها میزند و بهشان میفهماند کسی نیستند که بخواهند برای صلاح کسی یا چیزی تصمیم بگیرند!!! میگویند خداوند دو بار میخندد یکی موقعی که جمعی تصمیم بگیرند کسی را بالا ببرند و او نخواند و دوم زمانی که جمعی بخواهند کسی را پائین بیاورند و او نخواهد. ما 20 نوامبر صدای خنده خدا را شنیدیم...
|
|
|
ساعت ۱۶:۲۹
لينک |
|
|
|
<< صفحه بعدی |
صفحه قبلی >> |
|
|
|
© Copyright weblog 2003 |
| |