جستجو در وبلاگ:

من روایت می‌کنم
وب‌نوشته‌های مرضيه رياحی

6

۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۳:۰۳

● لينکدونی‌ بايگانی
«هاشم میرزاخانی» مدیر عامل انجمن سینمای جوان شد
Tribute To The One & Only Michael Jackson
محمد تاجیک: رسانه‌های دولتی رسانه‌هایی فاقد تاثیرگذاری لازم
«کوئنتین تارانتینو» رئیس هیات داوران جشنواره ونیز شد
واکنش به ادعای لیلا اوتادی و ماجرای بالاترین دستمزد بازیگر زن سینمای ایران
فیلم‌های منتخب سه بخش جشنواره کن اعلام شد/ کیارستمی نامزد نخل طلا
مگر باز بی‌دلیل به شهر پا گذاشته‌ای؟

● وبلاگ‌ها
زرشک پلو با کچاب
پستچی هميشه دو بار زنگ می‌زند
هوشنگ گلمکانی
ناتور
خوابگرد
حرفه؛ خبرنگار
همشهری كاوه
مريم منصوری
آقای اولد‌فشن
اميد نجوان
از زندگی
حميدرضا پورنصيری
لابیرنت
كتابلاگ
محمد تاجيک
ساناز اقتصادی‌نيا
وضعيت آخر
قلم‌های کاغذی
هادی آفريده
تیله‌باز
حسین نوروزی و بانو
حسن هندی
شاهین شرافتی

● لينک‌های ورودی
www.natoor.com
1pezeshk.com
www.google.com
naghmehdanesh.persianblog.ir
www.my-blueberry-night.blogfa.com
www.2480.kbvision-info.de
www.google.com
whois.domaintools.com
www.bigfinder.de
alirezashirneshan.blogfa.com

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۶۰۸ بازديد
ديروز: ۲۷۲ بازديد
اين ماه: ۶۴۴۷ بازديد
از ابتدا: ۳۶۲۵۱۷ بازديد

Powered by

ASP-Rider 1.6
۲۸ مرداد ۱۳۸۶ .
خواب .

ديشب خواب ديدم كه رفتم خانه‌ی دخترخاله‌ام مهمانی. موقع شام كه شد گفتند بريم روی پشت‌بام شام بخوريم چون آنجا باصفاتره. از واحد دخترخاله‌ام تا پشت‌بام يك راه پرپيچ‌وخم عجيبی بود. يك راه باريك با پله‌های بلند و سقف كوتاه.
به پشت‌بام كه رسيديم هنوز صبح بود. كفش‌های نارنجیم را در آوردم و كنار فرش‌ِ كفِ پشت‌بام نشستم.
وقتی برگشتم ديدم كنار دريام. چند متر آن‌طرف‌تر يك درخت بود كه گل‌های درشت قرمز داشت. درخت را نشان دخترخاله دادم اما حس كردم خيلی خسته‌ام و می‌خوام برگردم.
به سمت دريا كه برگشتم ديدم موج كفش‌های نارنجيم را برد و به جايش دو تا ماهی نارنجی آمدند كنار پاهام. ماهی‌ها را با پا هل دادم توی آب كه خفه نشوند.
از همه خداحافظی كردم كه برگردم. به در پشت‌بام كه رسيدم شوهرخاله‌ام گفت دو تا دگمه‌های پايين بلوزت را ببند. به خودم كه نگاه كردم ديدم يك بلوز و شلوار سرمه‌ای پوشيدم با دو تا دگمه‌ی باز.
توی راه برگشت گم شدم. انگار از يك دری اشتباه رفته بودم. اما از هر دری كه می‌رفتم تو به يك رستوران می‌رسيدم كه هر بار تو يك جای شهر بود و من اجازه نداشتم از درش برم بيرون.
توی يكی از رستوران‌ها يك پسری را ديدم و ازش پرسيدم اينجا كجاست. بهم گفت پونك است. گفتم من می‌خواهم برم تهران‌پارس. پسره زل زد بهم و گفت بايد در W را پيدا كنی. همين‌طور كه دنبال در W می‌گشتم ديدم پسره داره دنبالم می‌آد. سر يك پيچ از يك دری كه رويش هيچی ننوشته بود رفتم تو و در را محكم بستم. موقع بستن در گوشه‌ی ناخن انگشت اشاره‌ی دست چپم شكست.
چشم‌هايم را كه باز كردم و لوستر چوبی را روی سقف اتاقم ديدم احساس كردم چقدر خوشبختم كه همان‌جایی از خواب بيدار شدم كه ديشب خوابيدم.
يك قلتی كه خوردم همه‌ی كاغذها، كتاب‌ها و لوازم آرايش‌های ولوی كف اتاقم را ديدم. دستم را دراز كردم كتابم را از كف اتاق بردارم و داستان آخرش را بخوانم كه ديدم گوشه‌ی ناخن انگشت اشاره‌ی دست چپم شكسته.

نظر(۵) ساعت ۰۹:۵۵ لينک
۲۴ مرداد ۱۳۸۶ .
دلتنگی‌های اتاق 33۴ .

بايد حالم خوب باشد امشب. واسه آن ستاره‌های آبی به سقف نشسته، واسه آن صدای صاف، واسه پاكت سفيدی كه تَه كيف‌ام است لابد. پس با اين دلتنگی اتاق 33۴ چه كنم؟ 

 

ساعت ۰۰:۱۸ لينک
۲۲ مرداد ۱۳۸۶ .
فراخوان آقای بازیگر برای کمک به «مصطفی کرمی» .

عكس از هادی آفريدهاستاد عزت‌الله انتظامی، بازیگر معتبر سینما و تئاتر کشورمان پس از حضور در بیمارستان مهر و عیادت از مصطفی کرمی، فیلمبردار جوان حادثه دیده، از مسئولان فرهنگی، هنرمندان و مردم خواست نسبت به وضعیت کرمی بی‌تفاوت نباشند و به یاری او بشتابند.
به گزارش «پايگاه خبری فيلم كوتاه» در متن فراخوان انتظامی آمده است:
ایرانی در طول تاریخ به نوعدوستی و مهر و صفا و معرفت شناخته شده است. اکنون جوانی از خیل جوانان برومند ایران در راه عشق به هنر، دستهایش را داده است و بر ماست که به بر اساس رسم جوانمردی به یاریش بشتابیم. مصطفی کرمی در کنج اتاقش در بیمارستان مهر به آینده پیش رو و خسارتی که در راه عشق متحمل شده است، می‌اندیشد، عده‌ای از مسئولان، هنرمندان، سینماگران و مردم به دیدارش رفته‌اند و وعده یاری داده‌اند. خوب است و پسندیده، اما هنوز کافی نیست. همگی ما باید دین خود را ادا کنیم، به هر شکل که می‌توانیم. نگذاریم جوانی عاشق، عاشق هنر، در کنج انزوا خسارت روحی را هم بر بار سنگین آنچه از دست داده افزوده ببیند و تسلیم شبح ناامیدی شود. هر لحظه درنگ در راه کمک به مصطفی، ذره‌ای از وجود او می‌کاهد. دست روی دست نگذاریم که حادثه در کمین همه ما است.
از مسئولان کشوری به خصوص وزارت نیرو، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزه هنری توقع همیاری بیشتری دارم و امیدوارم هزینه های درمان و پیوند دست مصنوعی این جوان را به عهده بگیرند.

ساعت ۱۲:۳۰ لينک
۲۱ مرداد ۱۳۸۶ .
سينمایی كه دست و پا ندارد... .

عكس از هادی آفريدهامروز كرم‌رضایی مديرعامل اداره برق استان گلستان، اميررضا خادم عضو كميسيون فرهنگی مجلس و عزت‌الله انتظامی به ديدن مصطفی كرمی آمدند.
كرم رضایی امروز در گفته‌هايش بارها تاكيد كرد كه اداره برق را مقصر نمی‌داند و تنها از طريق قانون حاضر است به كرمی كمك كند. خادم هم قول داد كه با وزير ارشاد راجع به وضعيت كرمی صحبت كند.
اما حضور عزت‌الله انتظامی يك حس ديگری داشت. يك حس عجيبی بين مصطفی و انتظامی بود. هر دو گريه كردند. توی اين مدت هيچ روزی مصطفی را اين‌قدر متاثر نديده بودم.
انتظامی كه بغض كرد مصطفی گفت: «دست‌های من را بپوشانيد استاد ناراحت نشود!»
انگار انتظامی داشت تو مصطفی سينمای ايران را می‌ديد. سينمایی كه ديگر دست و پا ندارد...

پی‌نوشت:
صديقه جعفری خبر داد كه استاندار ايلام به ملاقات مصطفی كرمی آمده و قرار است گروه «جمع هنرمندان ايلامی» پنجشنبه اين هفته يك مراسم گلريزان برای مصطفی در ايلام برگزار كنند.


مرتبط :
عزت‌الله انتظامی به ديدار «مصطفی كرمی» رفت
اميررضا خادم به ملاقات «مصطفی كرمی» رفت
 مديرعامل اداره برق گلستان: از طريق قانون مساعدت لازم را با مصطفی كرمی می‌كنيم
گزارش تصويری ديدار عزت‌الله انتظامی و اميررضا خادم از «مصطفی كرمی»

نظر(۰) ساعت ۲۰:۱۶ لينک
۲۰ مرداد ۱۳۸۶ .
بادبادك‌باز .

ادبيات مهاجرت را به خاطر غم غريبی كه در تمام كلماتش هست، دوست دارم. خواندن بادبادك‌باز اولين رمان خالد حسينی نويسنده افغانی تو اين روزها باوجود همه‌ی پراكندگی‌های ذهنم حس عجيبی داشت.
بادبادك‌باز زبان ساده و روانی دارد و بی‌اندازه تاثيرگذار و تصويری است. واقعا دلم می‌خواهد اقتباس سینمایی مارك فورستر را ببينم.

مرتبط:
تريلر اقتباس سينمایی

ساعت ۲۰:۱۲ لينک
۱۸ مرداد ۱۳۸۶ .
يك درخواست .

كميته پی‌گيری وضعيت مصطفی كرمی در حال بررسی ميزان كمك‌های مردمی هستند. به همين خاطر من از تمام كسانی كه تا به حال از طريق شماره حساب [ 210384448 بانك تجارت شعبه مهر كد 318 به نام «مصطفی كرمی»] كمك كرده‌اند خواهش می‌كنم تصوير فيش بانكی‌يشان را برايم به آدرس [marziyeh.riahi@googlemail.com] ميل كنند. 

نظر(۱) ساعت ۲۰:۰۴ لينک
۱۶ مرداد ۱۳۸۶ .
سه كميته وضعيت «مصطفی كرمی» را پی‌گيری می‌كنند .

گاهی درد آدم‌ها را به هم نزديك می‌كند. دقيقا 1۶ روز پيش اول مرداد بود كه خبر اتفاقی كه برای مصطفی افتاد، منتشر شد و يادداشت مرجان رياحی در پايگاه خبری فيلم كوتاه اولين جرقه‌ی حمايت از اين تصويربردار جوان بود. خوشحالم كه بعد از آن ساير رسانه‌ها هم ما را تنها نگذاشتند و از مصطفی نوشتند.
اول بايد تشكر كنم از هادی آفريده كه در تمام اين‌روزها همراه مصطفی بود و از هيچ كمكی دريغ نكرد.
و بسيار سپاسگزارم از همه‌ی وبلاگ‌نويس‌هایی كه شماره حساب مصطفی را به هر طريقی در وبلاگ‌هايشان انعكاس دادند.
از شيرين احمدنيا عزيز سپاسگزارم كه اولين كسی بود كه تصوير فيش بانكی‌اش را برايم ميل كرد و از فهیمه خضرحيدری نازنين خيلی ممنونم به خاطر حضورش در بيمارستان و گزارش خوبش در روزنامه اعتماد ملی (فهیمه جان هيچ‌وقت چشم‌های خيس‌ات را وقتی از اتاق مصطفی آمدی بيرون فراموش نمی‌كنم!) از زهرا بيگدلی و شهرام فرهنگی عزيز برای گزارش‌هايشان در روزنامه اعتماد و شرق (كه اين روزها دوباره نيست!) بی‌نهايت سپاسگزارم.
خيلی ممنونم از مريم مهتدی عزيزم كه وقتی برای اولين‌بار تو بيمارستان مهر ديدمش احساس كردم سال‌هاست كه با هم دوستيم. از نيما افشارنادری عزيز برای پی‌گيری‌ مدامش ممنونم و از پدرام رضایی‌زاده عزيز برای لطفش.
و خيلی ممنونم از نازنين كاظمی كه با پايگاه خبری فيلم كوتاه تماس گرفت و گفت پدرش ايرج كاظمی حاضر است وكالت مصطفی را برعهده بگيرد.
و ممنونم از صديقه جعفری فيلمساز ايلامی كه اين روزها سخت پی‌گير وضعيت مصطفی در شهرش است و بارها با من تماس گرفت و گفت بچه‌های ايلام دارند همه‌ی تلاششان را برای كمك به مصطفی می‌كنند.
من و مرجان رياحی در پايگاه خبری فيلم كوتاه و اين وبلاگ وظيفه‌ی انسانی و رسانه‌ای‌مان اين بود كه صدای مصطفی را به گوش مسئولين و همه‌ی كسانی كه به نوعی می‌توانند كمك كنند برسانيم.
خوشبختانه امروز اين اتفاق افتاده و تمام كسانی كه بايد، در جريان وضعيت مصطفی هستند و كمك‌های خوبی هم صورت گرفته است.
دفتر رئيس جمهور هزينه‌های بيمارستانی مصطفی را تقبل كرد. حسن بنيانيان قول داد كه مصطفی را در حوزه هنری استخدام كند. ناصر باكيده مديرعامل انجمن سينمای جوانان ايران با مساعدت معاونت سينمایی 1۴ ميليون به حساب مصطفی ريخت. دكتر خاموشی 5 ميليون و انجمن فيلم كوتاه ايران با مساعدت خانه سينما يك ميليون‌و نيم به خانواده مصطفی دادند و مهرداد اسكویی هم معادل نقدی جايزه‌ی سفر حج‌اش را به مصطفی داد.
و خوشحالم كه امروز 3 كميته رسمی وضعيت مصطفي كرمي را پی‌گيری می‌كنند.
«انجمن فيلم كوتاه ايران» در خانه‌سينما يك كميته تشكيل داده‌اند و تمام كسانی كه می‌خواهند از طريق صنفی به مصطفی كمك كنند می‌توانند با شماره تلفن: 77609281 تماس بگيرند.
ستاد حمایت موسسه آموزش عالی سوره به سرپرستی سعید شریفی هم پی‌گيری وضعيت مصطفی را برعهده گرفته‌اند و تمام كسانی كه می‌خواهند از طريق دانشگاه سوره به مصطفی كمك كنند می‌توانند با شماره تلفن: 66374499 تماس بگیرند.
و خانواده مصطفی به همراه ايرج كاظمی كه وكالت مصطفی را به عهده گرفته به سرپرستی مجيد كريمی
هم پی‌گير اين قضيه هستند و تمام كسانی كه می‌خواهند با خانواده مصطفی و وكيل‌اش همكاری كنند می‌توانند با شماره: ۰۹۱۲۲۱۳۲۴۴۹ با مجيد كريمی تماس بگيرند.
و در پايان از همه‌ی كسانی كه می‌خواهند به مصطفی كرمی كمك كنند خواهش می‌كنم فقط و فقط كمك‌هايشان را به شماره حساب 21038۴۴۴8 بانك تجارت- شعبه مهر- كد 318 به نام مصطفی كرمی واريز كنند.

مرتبط :
ديگه اين قوزک پا ياری رفتن نداره
گزارش نيما اكبرپور را در مجله «زيگ‌زاگ» درباره وضعيت مصطفی كرمی بخوانيد

نظر(۹) ساعت ۱۵:۰۹ لينک
۱۱ مرداد ۱۳۸۶ .
مصطفی را تنها نگذاريد .

عكس از هادی آفريدههر بار كه به ملاقات «مصطفی كرمی» می‌روم، چند ساعت گيجم. مصطفی فقط 10 ماه از من بزرگ‌تره و اين اتفاق می‌توانست براحتی برای من يا هر كدام از ما بيفتد. اتفاقی كه حتی تصورش هم چهارستون بدنم را می‌لرزاند.
وقتی مصطفی را می‌بينم خجالت می‌كشم. خجالت می‌كشم كه پا دارم و می‌توانم جلويش بايستم و نمی‌دانم بايد دست‌هايم را كجا قايم كنم كه مصطفی نبيند.
هميشه شنيديم كه ايرانی‌ها ملت غيوری هستند. ايرانی‌ها مصطفی كرمی تو اتاق 334 بيمارستان مهر تهران داره از درد به خودش می‌پيچد. دكتر شيبانی مدير بيمارستان مهر چند روز پيش در گفت‌وگویی با «پايگاه خبری فيلم كوتاه» اعلام كرده بود كه مصطفی بايد حداقل يك ماه و نيم در بيمارستان بستری باشد اما امروز بهش گفتند كه تا 3- 4 روز ديگر مرخصش می‌كنند!
با وضعيتی كه مصطفی دارد با زخم‌های باز و عفونی‌اش اگر از بيمارستان مرخص شود، دوام نمی‌آورد. بياييد غيرت كنيد و مصطفی را تنها نگذاريد.
من يك‌بار ديگر ازتان خواهش می‌كنم كمك‌هایتان را به شماره حساب 210384448 بانك تجارت شعبه مهر كد 318 به نام «مصطفی كرمی» واريز كنيد.

مرتبط :
سه كميته وضعيت «مصطفی كرمی» را پی‌گيری می‌كنند

این طایفه را تقدیر همین است؛ روايت عليرضا روشن (راديو زمانه)
ديگه اين قوزک پا ياری رفتن نداره (گزارش مجله اينترنتی زيگ‌زاگ)
اعطای تندیس خادم سینما به «مصطفی كرمی»
مشاور هنری رئيس جمهور به ديدار «مصطفی كرمی» رفت
مديرعامل اداره برق گلستان: معتقدم قصوری از طرف همكاران ما صورت نگرفته است!

تشكيل ستاد حمایت از «مصطفی کرمی» در دانشگاه سوره

برای «مصطفی کرمی» و رنج ِ این روزهایش؛ يادداشتی از مريم مهتدی
خبر فوری/ بنيانيان: مصطفی كرمی را در حوزه هنری استخدام می‌كنيم
خبر فوری: حسن بنيانيان به بيمارستان مهر تهران رفت

تصويربردار آسيب‌ديده نيازمند حمايت است؛ گزارش فهميه خضرحيدری (روزنامه اعتماد ملی)

سکوت حوزه هنری ادامه دارد؛ گزارش زهرا بيگدلی (روزنامه اعتماد)
انگار هيچ کس دست ندارد؛ گزارش شهرام فرهنگی (روزنامه شرق)
آی آدم‌ها كه درساحل نشسته شادوخندانيد؛ يادداشتی از فهميه خضرحيدری

قناعت: برای باور هنر انسان بودن به «مصطفی كرمی» كمك كنید
كمك 1۴0 میلیون ریالی انجمن سینمای جوانان ایران به «مصطفی كرمی»
مهرداد اسكویی جايزه‌اش را به «مصطفی كرمی» اهدا كرد
برای «مصطفی» که از درد می‌سوزد؛ يادداشتی از علی مصلح‌حيدرزاده
اهالی سينما به ديدار «مصطفی كرمی» رفتند
هيات مديره خانه‌سينما امروز به ديدار «مصطفی كرمی» می‌روند

گزارش تصويری ديدار ناصرباكيده و هيات مديره انجمن مستندسازان از «مصطفی كرمی»
مصطفی را از یاد نبریم؛ يادداشتی از مرجان رياحی
زرتشت ، مهر ، اتاق 334 ؛ يادداشتی از هادی آفريده
ديدار مديرعامل انجمن سينمای جوانان ايران از «مصطفی كرمی»
هيات مديره انجمن مستندسازان ايران از «مصطفی كرمی» ديدار كردند
100 ميليون تومان حداقل مخارج بيمارستانی «مصطفی كرمی»
خبر فوری: درگیری ماموران بیمارستان مهر با فعالان فیلم کوتاه
گزارش تصویری از وضعیت مصطفی کرمی 
برق‌گرفتگی دست‌وپای سينماگری را قطع كرد

نظر(۵) ساعت ۲۰:۵۷ لينک
۰۹ مرداد ۱۳۸۶ .
برای تنِ مثله شده‌ی «مصطفی كرمی» .

عكس از ايسنا«مصطفی کرمی» تصویربردار فیلم‌های مستند و کوتاه، حدود 20 روز پیش هنگام تصویربرداری فیلم كوتاه «كاغذ باد» به تهیه‌كنندگی حوزه هنری استان گلستان دچار حادثه برق گرفتگی شد و بر اثر این حادثه در حالی که مسئولان اداره برق منطقه به گروه فیلمسازی اطمینان کامل داده بودند که هیچ خطری آنان را تهدید نمی‌کند؛ دو دست و انگشتان پاهایش را از دست داد.
مصطفی دانشجوی سینما در دانشگاه سوره است، جزو خانواده‌های جنگ زده مهران و پدر هم ندارد.
بیمارستان مهر تهران را كه بلدید، خیابان زرتشت. اگر به اتاق 334 طبقه اول سری بزنید؛ جوان مثله شده‌ای را می‌بینید كه روزی تصویربردار سینمای كوتاه بوده است. جوانی كه تمام نسوج و ماهیچه‌های داخلی‌اش دچار پختگی شده است.
جوانی كه روی تخت بیمارستان دراز كشیده، ناله می‌كند و دردش بیشتر از آنكه به خاطر قطع دست و پایش باشد به خاطر هزینه‌ی 100 میلیون تومانی بیمارستان است.
«مصطفی كرمی» اگر تا یك ماه و نیم دیگر بستری باشد و مورد جراحی‌های ترمیمی قرار بگیرد بعد از این مدت اگر قادر به پرداخت هزینه‌های اعضای مصنوعی بود، می‌تواند از اندام‌های مصنوعی استفاده كند.
متاسفانه طی 20 روز گذشته هیچ‌كس مسئولیت این حادثه را نپذیرفته؛ حوزه هنری باوجود اینكه تهیه‌كننده این فیلم بوده و عملا پذیرش مسئولیت درمان مصطفی را به عهده دارد از پذیرش این مسئولیت امتنا كرده و طبق شنيده‌ها حسن بنیانیان رئیس كل حوزه هنری قرار است یك كمك 5 میلیون تومانی به درمان مصطفی كرمی اختصاص دهد!
و از طرفی واحد خبر حوزه هنری نیر امروز در خبری دیگر اعلام كرد:«محمدرضا خاكپور، مدیر حوزه هنری استان گلستان درباره این حادثه گفت: پس از وقوع این حادثه تاثر انگیز، حوزه هنری گرگان، در بیمارستان‌های سطح استان، پی‌گیر كار درمان این هنرمند آسیب دیده شد و با ریاست دانشكده علوم پزشكی استان گلستان نیز رایزنی كرد تا كرمی به تهران منتقل شود.
او افزود: پس از بستری شدن این فیلمبردار در تهران، از حوزه هنری گرگان و از جانب دكتر بنیانیان، ‌رییس حوزه هنری، نمایندگانی به بیمارستان اعزام شدند تا از نزدیك در جریان مراحل درمان و وضعیت جسمی وی باشند.
خاكپور در پایان یادآوری كرد: هر چند حوزه هنری گلستان به موجب قراردادی كه با مجری طرح فیلم «كاغذ باد» منعقد كرده، مسئولیت حوادث احتمالی را بر عهده مجری طرح گذاشته، با این همه، ما به دلیل تعهد اخلاقی،‌ تمام تلاشمان را برای بهبود حال جسمانی این هنرمند مصروف خواهیم كرد.»
این خبر امروز در حالی در چندین خبرگزاری منتشر شد كه خانواده مصطفي كرمي صریحا اعلام كردند كه هیچ نماینده‌ای از طرف حوزه هنری تا به حال به دیدن مصطفی نیامده!
همچنین شب گذشته در خانه سینما جلسه‌ای جهت پی‌گیری حادثه كرمی با حضور اعضای «انجمن فیلم كوتاه ایران» و سیدرضا میركریمی برگزار شد كه در اين جلسه قرار شد كمیته‌ای برای پیگیری ابعاد دیگر این حادثه، به استان گلستان سفر كنند تا ضمن تحقیق از حوزه هنری گلستان و برق منطقه‌ای این استان، كل اسناد به دست آمده را در اختیار واحد حقوقی خانه سینما قرار دهند.
این كمیته به نمایندگی «انجمن فیلم كوتاه ایران» در حال بررسی برپایی همایشی با عنوان «ایمنی تولید در سینمای ایران» است كه تمام اصناف خانه سینما اعم از سازندگان فیلم كوتاه و سینمای حرفه‌ای، در مورد بحث بیمه و ایمنی در سینما صحبت می‌كنند.
قابل ذكر است، نتيجه برگزاری اين جلسه به جز برپایی همایش «ایمنی تولید در سینمای ایران» توليد يك فيلم كوتاه راجع به مصطفی كرمی بوده است!
با شرايط موجود ظاهرا تنها راه كمك به «مصطفی كرمی» جذب كمك‌های مردمی است. و يكی از اين راه‌ها انتشار شماره حساب مصطفی در وبلاگ‌هاست. به همين دليل من از تمام بلاگرها به ويژه روزنامه‌نگاران و سينمایی‌نويس‌ها خواهش می‌كنم شماره حساب مصطفی را در وبلاگ‌هايشان منتشر كنند. البته قرار است برادر مصطفی به زودی يك شماره حساب ارزی برای جذب كمك‌های خارج از ايران هم باز كند اما تا آن موقع خواهش می‌كنم كمك‌هایتان را به شماره حساب 210384448 بانك تجارت شعبه مهر كد 318 به نام «مصطفی كرمی» واريز كنيد.

مرتبط :
سه كميته وضعيت «مصطفی كرمی» را پی‌گيری می‌كنند

این طایفه را تقدیر همین است؛ روايت عليرضا روشن (راديو زمانه)
ديگه اين قوزک پا ياری رفتن نداره (گزارش مجله اينترنتی زيگ‌زاگ)
اعطای تندیس خادم سینما به «مصطفی كرمی»
مشاور هنری رئيس جمهور به ديدار «مصطفی كرمی» رفت
مديرعامل اداره برق گلستان: معتقدم قصوری از طرف همكاران ما صورت نگرفته است!

تشكيل ستاد حمایت از «مصطفی کرمی» در دانشگاه سوره

برای «مصطفی کرمی» و رنج ِ این روزهایش؛ يادداشتی از مريم مهتدی
خبر فوری/ بنيانيان: مصطفی كرمی را در حوزه هنری استخدام می‌كنيم
خبر فوری: حسن بنيانيان به بيمارستان مهر تهران رفت

تصويربردار آسيب‌ديده نيازمند حمايت است؛ گزارش فهميه خضرحيدری (روزنامه اعتماد ملی)

سکوت حوزه هنری ادامه دارد؛ گزارش زهرا بيگدلی (روزنامه اعتماد)
انگار هيچ کس دست ندارد؛ گزارش شهرام فرهنگی (روزنامه شرق)
آی آدم‌ها كه درساحل نشسته شادوخندانيد؛ يادداشتی از فهميه خضرحيدری

قناعت: برای باور هنر انسان بودن به «مصطفی كرمی» كمك كنید
كمك 1۴0 میلیون ریالی انجمن سینمای جوانان ایران به «مصطفی كرمی»
مهرداد اسكویی جايزه‌اش را به «مصطفی كرمی» اهدا كرد
برای «مصطفی» که از درد می‌سوزد؛ يادداشتی از علی مصلح‌حيدرزاده
اهالی سينما به ديدار «مصطفی كرمی» رفتند
هيات مديره خانه‌سينما امروز به ديدار «مصطفی كرمی» می‌روند

گزارش تصويری ديدار ناصرباكيده و هيات مديره انجمن مستندسازان از «مصطفی كرمی»
مصطفی را از یاد نبریم؛ يادداشتی از مرجان رياحی
زرتشت ، مهر ، اتاق 334 ؛ يادداشتی از هادی آفريده
ديدار مديرعامل انجمن سينمای جوانان ايران از «مصطفی كرمی»
هيات مديره انجمن مستندسازان ايران از «مصطفی كرمی» ديدار كردند
100 ميليون تومان حداقل مخارج بيمارستانی «مصطفی كرمی»
خبر فوری: درگیری ماموران بیمارستان مهر با فعالان فیلم کوتاه
گزارش تصویری از وضعیت مصطفی کرمی 
برق‌گرفتگی دست‌وپای سينماگری را قطع كرد

نظر(۶۵) ساعت ۰۰:۰۲ لينک
۰۷ مرداد ۱۳۸۶ .
من به طرز رقت‌انگيزی در سفر بودم! .

مسجد كبود تبريزچهار روز سفر بودم. با يك گروه دانشجوی كارشناسی ارشد مديريت جهانگردی رفته بودم آذربايجان. اين سفر در واقع اردوی دانشجویی آنها بود. بچه‌های خوبی بودند فقط به شدت به يك سيستم طبقاتی برمبنای مدرك تحصيلی اعتقاد داشتند و مدام در پی يك محور مقايسه بودند كه ميزان برتری خودشان را بسنجند.
جدا از اعتقادشان نحوه‌ی سفر كردنشان هم با آن چيزی كه من تا به حال تجربه كرده بودم، كاملا متفاوت بود. برای منی كه عادت داشتم هميشه با هواپيما سفر كنم به يك هتل خوب بروم و بخور و بخواب راه‌بيندازم؛ اين سفر به طرز رقت‌انگيزی تازگی داشت!
تقريبا بعد از يك ساعت كه سوار قطار تبريز شدم كاملا از رفتن به اين سفر پشيمان شده بودم اما خب چاره‌ای نبود و بايد خودم را با شرايط موجودم هماهنگ می‌كردم. برای همين تمام آن چهار روز را با يك كوله‌پشتی بيست كيلویی، پاهای زخم و صورت دود گرفته، ساكت و آرام تو آذربايجان شرقی و غربی گشتم.
تقريبا با سرعت برق و باد تو اين مدت كندوان، سرعين، سراب، اردبيل، درياچه اروميه، مقبره شيخ صفی‌الدين اردبيلی، مسجد كبود تبريز، موزه آذربايجان، موزه مردم شناسی اردبيل، درياچه شورابيل، پارك ائل گلی، هتل صخره‌ای كندوان و... را ديدم.
می‌توانم به جرات بگويم در تمام طول زندگی‌ام اين‌قدر موزه نديده بودم كه تو اين چهار روز ديدم.
اما اين سفر با همه‌ی سختی‌هايش سفر خوبی بود. چهار روز كنار يك دوست خوب بودن و ديدن اماكن تاريخی زيبایی كه مطمئنا اگر قرار بود با شيوه‌ی خودم ببينمشان بيشتر از يك‌سال طول می‌كشيد، خيلی برايم لذت بخش بود.

نظر(۳) ساعت ۲۰:۱۲ لينک
۰۲ مرداد ۱۳۸۶ .
رنگ ِ آشنایت پیدا نیست .

همه
    لرزش ِ دست و دل‌ام
                         از آن بود
که عشق
        پناهی گردد،
پروازی نه گریزگاهی گردد.
آی عشق آی عشق
چهره‌ی آبی‌ات پیدا نیست.
 و خنکای مرهمی
      بر شعله‌ی زخمی
نه شور ِ شعله
بر سرمای درون.
 آی عشق آی عشق
چهره‌ی سُرخ‌ات پیدا نیست.

غبار ِ تیره‌ی تسکینی
                        بر حضور ِ وَهن
و دنج ِ رهایی
              بر گریز ِ حضور،
سیاهی
        بر آرامش ِ آبی
و سبزه‌ی برگچه
              بر ارغوان
آی عشق آی عشق
رنگ ِ آشنایت
پیدا نیست.
                                                                                     
                                                                                 احمد شاملو/ ابراهیم در آتش/ ۱۳۵۲
مرتبط :
در سوگِ الف. بامداد (مريم مهتدی)
به ياد احمد شاملو (يوسف عليخانی)
ویژه‌ی هفتمین سالمرگ «احمد شاملو» (روزنامه شرق)
به یاد «احمد شاملو»، شاعر شعر «پریا» (راديو زمانه)

نظر(۶) ساعت ۱۰:۵۱ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>

بايگانی
مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تير ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵

برو به تاريخ:



صفحات
۱

سايت‌ها

Short Film News
پایگاه خبری فیلم کوتاه
پندار
بنياد گلشيری
راديو زمانه
قاسم كشكولی

 

ارتباط

marziyeh.riahi@googlemail.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003