جستجو در وبلاگ:

من روایت می‌کنم
وب‌نوشته‌های مرضيه رياحی

6

۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۳:۰۵

● لينکدونی‌ بايگانی
«هاشم میرزاخانی» مدیر عامل انجمن سینمای جوان شد
Tribute To The One & Only Michael Jackson
محمد تاجیک: رسانه‌های دولتی رسانه‌هایی فاقد تاثیرگذاری لازم
«کوئنتین تارانتینو» رئیس هیات داوران جشنواره ونیز شد
واکنش به ادعای لیلا اوتادی و ماجرای بالاترین دستمزد بازیگر زن سینمای ایران
فیلم‌های منتخب سه بخش جشنواره کن اعلام شد/ کیارستمی نامزد نخل طلا
مگر باز بی‌دلیل به شهر پا گذاشته‌ای؟

● وبلاگ‌ها
زرشک پلو با کچاب
پستچی هميشه دو بار زنگ می‌زند
هوشنگ گلمکانی
ناتور
خوابگرد
حرفه؛ خبرنگار
همشهری كاوه
مريم منصوری
آقای اولد‌فشن
اميد نجوان
از زندگی
حميدرضا پورنصيری
لابیرنت
كتابلاگ
محمد تاجيک
ساناز اقتصادی‌نيا
وضعيت آخر
قلم‌های کاغذی
هادی آفريده
تیله‌باز
حسین نوروزی و بانو
حسن هندی
شاهین شرافتی

● لينک‌های ورودی
www.natoor.com
1pezeshk.com
www.google.com
naghmehdanesh.persianblog.ir
www.my-blueberry-night.blogfa.com
www.2480.kbvision-info.de
www.google.com
whois.domaintools.com
www.bigfinder.de
alirezashirneshan.blogfa.com

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۶۱۰ بازديد
ديروز: ۲۷۲ بازديد
اين ماه: ۶۴۴۹ بازديد
از ابتدا: ۳۶۲۵۱۹ بازديد

Powered by

ASP-Rider 1.6
۳۰ فروردين ۱۳۸۶ .
همسفر با طياب .

*«مستند «سفر در امتداد سرزمين كهن» ساخته كاوه بهرامی‌مقدم، مستندی سفارشی و در مجموعه «شاخص‌های سينمای ايران» به تهيه‌كنندگی رضا ميركريمی ساخته شده است.
اين مستند درباره زندگی و آثار منوچهر طياب مستندساز و مولف پيش‌كسوت ايرانی است. برخلاف مستندهای بيوگرافی رايج كه غالبا سوژه را در كادری بسته قاب می‌گيرند و به شدت برپايه ديالوگ يا نريشن هستند؛ در «سفر در امتداد سرزمين كهن» منوچهر طياب با زبان سينما تصوير شده است.
اين مستند از تحقيق و پژوهش كار شده‌ای بهره می‌برد و تسلط و شناخت كاوه بهرامی‌مقدم نسبت به سوژه‌اش كاملا پيداست.
ساخت فيلم‌های سفارشی قواعد خاص خودش را دارد. فيلم بايد يكسری توقعات تهيه‌كننده (سفارش‌دهنده) را برآورده كند.
فيلم‌های سفارشی مستند غالبا برای نمايش در تلويزيون ساخته می‌شوند. به همين دليل فيلم بايد يكسری استاندارها را برای نمايش در يك رسانه عمومی رعايت كند. و همين رعايت استانداردها معمولا به فيلم‌ لطمه می‌زند. اما در مستند «سفر در امتداد سرزمين كهن» اين نگاه سفارشی ديده نمی‌شود.
فيلمساز با فراغ بال و رها از كليشه‌های دست‌وپاگير هميشگی تنها ذهنيتش را به سوژه معطوف كرده است.
بهرامی‌مقدم برای ساخت اين مستند همراه با منوچهر طياب، به تمام لوكيشن‌هایی كه وی طی ۴۰ سال گذشته برای ساخت مستندهايش رفته، سفر كرده و با قرار دادن طياب در آن موقعيت‌ها و با يادآوری خاطرات و نوستالژی‌های گذشته، تصاويری سينمایی خلق كرده است.
از نكات قابل توجه اين مستند استفاده درست و هوشمندانه از تصاوير مستندهای طياب است. اين تصاوير با وسواس و آگاهی خاص فيلمساز نسبت به سينمای طياب و در عين حال حفظ عناصر سينمایی خودش، تدوين شده است. اين تصاوير آن‌قدر با بافت فيلم يكی شده است كه شايد اگر تفاوت قالب و رنگ نبود؛ هيچ به چشم نمی‌آمد.
«سفر در امتداد سرزمين كهن» فيلم آبرومندی است؛ كه در آن تلاش ۴۰ ساله‌ی منوچهر طياب در جهت اعتلای سينمای مستند ايران تصوير شده است.»

با كاوه بهرامی‌مقدم درباره اين مستند گفتگویی كردم كه می‌توانيد اينجا بخوانيد.

*اين يادداشت پيش از اين در پنجمين شماره بولتن بيست‌وپنجمين جشنواره فيلم فجر چاپ شده است.

نظر(۴) ساعت ۱۴:۵۲ لينک
۲۶ فروردين ۱۳۸۶ .
رويارویی تلخ .

محسن فرجی عزيز لطف كرد مجموعه داستان «چوب خط» را برايم هديه فرستاد. از فرجی پيش از اين تنها داستان كوتاه «كجایی؟» را در مجموعه «نقش 79» (داستان‌های برگزيده داوران دوره اول جايزه هوشنگ گلشيری) خوانده بودم.
«كجایی؟» زبان فوق‌العاده‌ای داشت. داستانی موجز و درخشان در ادبيات جنگ. شش داستان از مجموعه «چوب خط» نيز مستقيم يا غيرمستقيم به عوارض ناشی از جنگ می‌پردازند و به وضوح از ساير داستان‌های اين مجموعه موفق‌ترند.
درباره اين مجموعه يادداشتی كوتاه در خبرگزاری شهر نوشته‌ام كه می‌توانيد در ادامه بخوانيد.
 
مجموعه داستان كوتاه «چوب خط» نوشته محسن فرجی شامل ۱۵ داستان با نام‌های «عاشقت بودن»، «انجيرها مال همسايه است»، «می‌گويم عيب ندارد»، «از خاطرات يك سرباز عراقی»، «هزار راه»، «برو دستشویی»، «سردی دستمال تاريك»، «انگار می‌خواست عكس يادگاری بگيرد»، «بابا»، «تو منشی آقای رييسی؟»، «روزگار برزخی آقای درچه‌پياز»، «قول‌های منتشر در ولايت كله بزی‌ها»، «ظلمات»، «توی تاريكی چشم‌هام را بسته بودم» و «خيلی هم عجيب نيست» است.
شش داستان ابتدای اين مجموعه چه به وضوح و چه در لايه‌های زيرين خود به تاثيرات مخرب جنگ می‌پردازند.
«عاشقت بودن» از نظر فضاسازی بهترين داستان اين مجموعه است. داستانی كه بو و مزه‌ دارد. «اتاق زن‌عمو دم دارد. هوايش بوی ليموشيرين و شربت می‌دهد.» توجه به جزئيات و درگيركردن حس‌های مختلف خواننده هنگام رودررويی با داستان مانند اشاره به صدای اُرگ و موسيقی‌ای كه از خانه همسايه به گوش می‌رسد در لابه لای روايت، از نقاط قوت اين داستان است. (ادامه...)

نظر(۵) ساعت ۱۵:۲۵ لينک
۲۴ فروردين ۱۳۸۶ .
اگر بگذارند... .

10 مهر 83 كه «پايگاه خبری فيلم كوتاه» افتتاح شد، من و مرجان رياحی (خواهرم و مدير اين پايگاه) تو يك اتاق 12 متری سفيد تنها پای كامپيوتر نشسته بوديم تا افتتاح پايگاه را با هم جشن بگيريم.
نيمه‌شعبان بود و اصلا به خاطر همين تو آن روز افتتاحش كرديم. با هم گريه كرديم با هم جيغ كشيديم و با هم رفتيم كنار پنجره به چراغانی تو خيابان نگاه كرديم و به خودمان گفتيم همه‌ی اين چراغ‌ها مال جشن ما هم هست.
آن روز می‌دانستيم كه تنهاييم، می‌دانستيم كه هيچ‌كس پشتمان نيست. هيچ‌ سازمان يا نهاد دولتی‌ حاضر نشده بود حمايتمان كند. هيچ دوستی نگفته بود راه‌اندازی اين پايگاه ايده‌ی جالبی است.
فقط گفته بودند «اصلا مگه سينمای مستند و فيلم كوتاه اهميتی داره كه می‌خواهيد برايش پايگاه خبری بزنيد!» گفته بودند «با كله می‌خوريد زمين!».
ما هيچ وقت دنبال جنجال نبوديم. فقط می‌خواستيم و می‌خواهيم كه درست و با وجدان كار كنيم. چون به خودمان و به كارمان متعهديم.
اما انگار آدم هر چه قدر كه بخواهد آرام و ساكت سرش به كارش باشد، ديگران نمی‌گذارند.
از همان روز اول بارها و بارها خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها بدون درنظر گرفتن حقوق ما از اخبارمان بدون ذكر منبع استفاده كردند. و از آنجایی كه متاسفانه اينجا قانونی به نام «كپی‌رايت» وجود ندارد، ما هم دستمان به هيچ جا بند نبود و نيست. هميشه وقتی خبرهايمان را در خبرگزاری يا روزنامه‌ای بدون منبع می‌‌ديدم خنده‌ام می‌گرفت به خودم می‌گفتم اينا چه دزدهای كوچكی هستند!
اما امروز وقتی خبر ديروز و امروز پايگاه را در بخش فرهنگ و هنر خبرگزاری ايسنا ديدم به خودم گفتم «اينا ديگه واقعا چه دزدهای حقيری هستند!»
خبر امروز پايگاه را به فاصله چند ساعت ربوده بودند! اما دروغ چرا از ديدن اين چيزها هم ناراحتم می‌‌شم و هم خوشحال!
اين دزدی‌ها نشان می‌دهد كه مديوم ما به عنوان يك پايگاه خبری تخصصی چقدر بالاست كه خبرگزاری دانشجويان ايران با صدها كارمند و پشتوانه‌ی مالی دولتی، ظرف چند ساعت از خبرهای ما استفاده می‌كند.
ما در «پايگاه خبری فيلم كوتاه» فقط 3 نفريم. من، مرجان رياحی و يك مترجم. همه‌ی هزينه‌های سايت را هم مرجان رياحی می‌دهد. نه خبرنگاری داريم نه ويراستاری نه اپراتوری و نه حتی حقوقی.
ولی مديوم كارمان آن‌قدر بالا هست كه چندين خبرنگار و مترجم بخش فرهنگ و هنر خبرگزاری ايسنا با ماهی چندصد هزار تومان حقوق دولتی، پای كامپوتر می‌نشينند و دقيقه‌ای ما را چك می‌كنند!

خبر امروز پایگاه خبری فیلم کوتاه: همکاری سایت Withoutabox با بازار فیلم کوتاه کن
كپی ايسنا: جشنواره‌ی فيلم «كرنر» در كن برپا می‌شود
خبر ديروز پایگاه خبری فیلم کوتاه: مستندساز مشهور كانادايی درگذشت
كپی ايسنا: «هری راسكی» مستندساز نامزد دريافت اسكار درگذشت  

نظر(۲) ساعت ۱۹:۲۵ لينک
۱۵ فروردين ۱۳۸۶ .
كرختی نرم و هوشيار بدن .

تو كه چشم‌های زندگی‌ات بيشتر از هر كس ديگری بود و لابد به تلافی آن همه چشم بود كه يكدفعه كور شدی و در صورتت يك جور شادی رها شده نشست، يك جور نشاط آرام و بی‌نقص.
پوست صورتت برق می‌زد و گوش‌ات انگار به موسيقی ديگری غير از آنچه همه می‌شنيديم بود. اين حالت را خوب می‌شناسم. حالتی است كه زن عاشق دارد وقتی كه به رختخواب مرد مورد علاقه‌اش می‌رود، حالت كرختی نرم و هوشيار بدن. همان جا فكر كردم همه زن‌ها ذاتا اين حالت را می‌شناسند حتی اگر آن را سال‌های سال پنهان كنند و يا شانس اين را نداشته باشند كه اجرايش كنند...

- از رمان «رويای تبت» نوشته فريبا وفی.

نظر(۶) ساعت ۱۲:۰۳ لينک
۰۹ فروردين ۱۳۸۶ .
لحظه‌ها .

5 روزه كه برگشتم اما هنوز خستگی سفر هست. اين روزها كمتر آن‌لاين می‌شم. اين تعطيلات فرصت خوبی بود كه يكم از وابستگی‌ام به اينترنت كم كنم. تصميم دارم تو سال جديد زندگی واقعی را تجربه كنم.
امروز بعد از 10 روز يكم وبگردی كردم. احساس می‌كردم خيلی از همه چيز دور شدم و خيلی كارهام عقب افتاده اما حالا ديدم كه هيچ چيز تغييری نكرده.
تو اين سفر چندتا دوست پيدا كردم كه ساكن دوبی هستند. فارغ از همه‌ی دغدغه‌هایی كه ماها اينجا داريم. نه كتاب‌خوان بودند. نه اهل سينما. اوضاع سياسی و عِرق ملی هم، دوزار برايشان ارزش نداشت. دنبال اين بودند كه خوب پول دربيارند و از زندگی‌شان لذت ببرند. فقط همين برايشان مهم بود.
هر روز كنسرت، ديسكو، رستوران، ماشين‌گردی و... آنجا كه بودم فكر می‌كردم چه طور دوام می‌يارند. چرا خسته نمی‌شن. چرا پشت هيچ كاری‌شان هدفی نيست. چرا همش تو لحظه زندگی‌ می‌كنند.
حالا كه برگشتم و دوباره دارم وبگردی می‌كنم می‌بينم اينجا هم همين‌طوره. كتاب‌خوان‌ها همچنان كتاب خواندند. سينماروها همچنان فيلم جديد ديدند. فقط نمی‌دانم ماهم از اين نوع زندگی لذت می‌بريم؟
واقعا پشت اين كتاب خواندن‌ها و فيلم ديدن‌ها هم هدفی هست؟ يا ماها سعی می‌كنيم خودمان را هدفمند نشان بديم.
همه‌مان سعی می‌كنيم روشنفكر به نظر بيايم در حالی كه تعريف درستی از هيچ چيز نداريم. كافيه يكی از يك كتابی تعريف كنه از فرداش همه‌مان می‌ريم آن كتاب را می‌خوانيم و ازش تعريف می‌كنيم. يكی بگه فلان فيلم معركه‌است يا چه می‌دانم فلان خواننده اجرای خاصی داره. ديگه همه‌مان آهنگش را دانلود می‌كنيم و هی ازش به عنوان يك پديده جديد ياد می‌كنيم. انگار اينجا يك تفكر دسته جمعی وجود داره. با هم خوشمان می‌ياد با هم متنفر می‌شيم.
و هميشه فكر می‌كنيم كه ما درست فكر می‌كنيم و اين ديگران هستند كه اشتباه می‌كنند.
دارم فكر می‌كنم كه خيلی لحظه‌ها را از دست دادم برای لحظه‌های بعدتر كه هيچ وقت نيامدند. منتظر خيلی چيزها بودم كه هيچ وقت اتفاق نيافتاد. و حتی منتظر خيلی كس‌ها كه منو نديدند. پس چرا لحظه‌ها را از دست بدم؟

نظر(۱) ساعت ۲۰:۴۴ لينک
۰۷ فروردين ۱۳۸۶ .
... .

ديروز برگشتم. تو اين سفر چيزهایی را تجربه كردم و در موقعيت‌هایی قرار گرفتم كه هيچ وقت تصورش را نمی‌كردم. و يك چيزی را كه حالا ديگه فهميدم اينه كه دنيا آن‌قدر فانتزی و كارتونی نيست كه من تصور می‌كردم. آدم‌ها آن‌طور بهت نگاه نمی‌كنند كه تو می‌بينی.
و يك نتيجه‌ی كلی اينكه دوست ندارم تو هيچ جای دنيا به جز تهران زندگی كنم!

نظر(۱) ساعت ۱۲:۳۵ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>

بايگانی
مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تير ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
ارديبهشت ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵

برو به تاريخ:



صفحات
۱

سايت‌ها

Short Film News
پایگاه خبری فیلم کوتاه
پندار
بنياد گلشيری
راديو زمانه
قاسم كشكولی

 

ارتباط

marziyeh.riahi@googlemail.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright weblog 2003